X
تبلیغات
عمومی - عکسی که جهان را تکان داد و جان عکاسش را گرفت

عمومی

مطالب عمومی

عکسی که جهان را تکان داد و جان عکاسش را گرفت


 

     در سالهای ۱۹۹۳ و ۱۹۹۴م. آفریقا در اوج قحطی و گرسنگی بسر میبرد. در این سالها دهها هزار آفریقایی از گرسنگی مرده بودند. قحطی در هر ساعت تقریبا جان ۲۰ نفر را می گرفت. ساکنین مظلوم آفریقا در حالیکه چشمان منتظر شان راه کمک های تمام بشریت را می دیدند، از بی غذایی تلف می شدند.

    در این زمان کوین کارتر عکاس متولد ژوهانسبورگ - آفریقای جنوبی به اتفاق دختر خوانده اش "سیلوا" برای عکس برداری و تهیه خبر از کشور قحطی زده سودان راهی آن کشور شدند. کارتر، که قبل از این از ماجراهای نژاد پرستانه کشورش عکس های جالب گرفته بود، امیدوار بود که با فرستادن عکس هایش از سودان توجه جامعه جهانی را برای کمک به این سرزمین آدم خوار "آفریقا" جلب کند.

     وی در یکی از روزهای که در نزدیکی یکی از دهکده  های سودان جنوبی "آیود" خسته از مشاهده جماعتی، که از گرسنگی تلف میشدند به بوته زاری پناه برد. در آنجا ناله های دخترک نحیفی را شنید، که تلاش میکرد خود را به یکی از مراکز توزیع مواد غذایی سازمان ملل، که در یک کیلومتری آنجا بود برساند. درهمین اثنا لاشخوری در فاصله ۲۰ متری دخترک استخوانی به انتظار مرگش بر زمین نشست. کارتر، که شاهد این صحنه بود به علاوه گرفتن عکسی، کامره عکاسی اش را در حالیکه سعی می کرد پرنده را فراری ندهد آماده عکس گرفتن میکرد. به گفته خودش ۲۰ دقیقه مکمل انتظار کشید، که شاید لاشخور بالهایش را باز کرده و دخترک مظلوم را در بین چنگالهایش بگیرد. اما این اتفاق روی نداد. زیرا لاشخور پرواز کرد و دختر به تقلایش ادامه داد.

     کارتر پس از این حادثه دچار افسردگی و عذاب وجدان شد. وی پس از آن در سایه ی درختی رفت، سیگاری را روشن کرد و با خدایش حرف زد و گریه کرد. وی پس از آن حادثه دیگر نتوانست در سودان آرام بگیرد. وی فقط پس از یک روز اقامت در سودان دوباره به ژوهانسبورگ برگشت. به گفته دخترش: "پدرش بعد از آن ماجرا دچار افسردگی شد و همیشه میگفت، دلش میخواهد مرا در آغوش بفشارد."

     به تاریخ ۲۶ مارچ ۱۹۹۳م. روزنامه نیویارک تایمز عکس هولناک کارتر را، که بعدا بنام دختر بچه سودانی مشهور شد با یک سرمقاله تکان دهنده در زمینه قحطی و جنگ در سودان در شماره ۳۶ اش به چاپ رساند. و نیز کوتاه زمانی پس از آن توسط روزنامه های بسیاری تجدید چاپ شد.

     چاپ عکس، عکس العمل های گوناگونی را در پی داشت. خیلی ها کار کارتر را تحسین کردند و خیلی ها هم وی را لاشخوری دومی گفتند.

     اکثریت از خوانندگان نیویارک تایمز بعد از دیدن آن عکس هولناک، خواهان آگاهی از سرنوشت آن دختر بچه شدند. مردم میخواستند بدانند، که آیا او خود را به محل توزیع غذا رسانیده توانست یا خیر.

     گرچه بعد از این حادثه کارتر دوباره به سودان رفت. و نیز سازمان ملل یک تیم مخصوص را تشکیل داد تا از سرنوشت آن دختر بچه آگاهی حاصل نمایند، ولی متاسفانه عاقبت سرنوشت دختر بچه معلوم نشد. کسی ندانست، که او با چه سرنوشی روبرو شد.

    به تاریخ ۲ اپریل ۱۹۹۴م. کارتر بخاطر عکس دختر بچه سودانی اش برنده جایزه "پولیترز" شد. نیویارک تایمز که نام وی را پیشنهاد کرده بود، کارتر را به آمریکا برد. کارتر به تاریخ ۲۳ می ۱۹۹۴م. جایزه اش را در دانشگاه کلمبیا گرفت.

     گرفتن جایزه نتوانست به زندگی اندوهبار کارتر لبخند و خوشحالی هدیه کند. زندگی کارتر دریک بحران عجیبی گرفتار آمده بود. جایزه پولیترز بحث های جدیدی را بر انگیخت. روزنامه های آفریقای جنوبی موفقیت کارتر را شانسی تلقی کردند. برخی وجدان، اخلاق و بشر دوستی او را زیر سوال بردند. روزنامه سن پترزبورگ او را لاشخور دومی صحنه صحنه قلمداد کرد. گرک مارینوویچ پژوهشگر در مقاله ای ابراز عقیده کرده و گفت:" به هر حال روزنامه نگار پیش از آنکه روزنامه نگار باشد، انسان است. و انسان نمی تواند از وظایف نخستین انسانی اش شانه خالی کند.". تا حتی نانسی لی مسول عکس روزنامه تایمز، که عکس کارتر را چاپ کرده و وی را نامزد جایزه پولیترز نموده بود، نیز به وی گفت:" این دختر بچه چهار یا پنچ کیلو بیشتر وزن ندارد. چگونه توانستی خود را قانع کنی که فقط به وظیفه روزنامه نگاری خود به اندیشی؟ در حالیکه می توانستی او را به مرکز توزیع غذا برسانی."

     در زمانیکه خیل ها از کارتر انتقاد می کردند، کسانی نیز وجود داشتند که از وی حمایت می کردند. عده ای عقیده داشتند، که روزنامه نگار وظیفه مشخصی دارد. هیچ عاملی نباید مانع اجرای آن شود. حتی اگر مجروحی در حال ازبین رفتن در بین موتری درحال سوختن باشد، روزنامه نگار نباید دخالت کند و صحنه دیدنی و دراماتیک آن را ازبین ببرد. روزنامه نگاری اگر مرتکب چنین عمل شود، یک خلاف بزرگ وظیفوی اش را انجام داده است.

     کارتر که از درون شکسته شده بود. این حمایت ها نمی توانست دوای اندوه و افسردگی اش شود. وی گذشته از سوالات دوستان و منتقدین حرفه ای اش، تا حتی نمی توانست به سوالات وجدان خودش پاسخ دهد. چرا کمک نکردی؟ چرا به آرامی از کنارش گذشتی؟ چرا در انتظار تکه و چارچه شدنش توسط لاشخور نشستی؟ اگر کمکش میکردی حتما نجات می یافت... لابد منطقی ترین پاسخی، که کارتر می توانسته به همه این سوالات بدهد، این باید باشد. در آن صورت بهترین صحنه هولناک عکس گرفتن را از دست میدادم.

     کوین کارتر، که بار زندگی برایش هر لحظه سنگینتر و مشقت بار تر می شد.  دیگر نتوانست آنرا تحمل کند. وی ساعت ۹ شب، ۲۹ جولای ۱۹۹۴م. تقریبا یکسال بعد از انتشار عکسش خودکشی کرد.

     عکس کارتر به علاوه آنکه سمبل فقر و گرسنگی آفریقا شد. تمثیلی بر زندگانی کارتر نیز گردید. پرنده لاشخور نمادی از رنجها و تکلیف روحی است، که کارتر را بخاطر سهل انگاری، کمک نکردن به همنوع گرسنه و کسب شهرت به قیمت مرگ یک انسان دیگر از پای در آورد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 21:45  توسط محمد مختار صابری  |